مركز اطلاعات و مدارك اسلامى

860

فرهنگ نامه اصول فقه ( فارسى )

نائينى ، محمد حسين ، فوائد الاصول ، ج 1 ، 2 ، ص ( 471 - 456 ) . مكارم شيرازى ، ناصر ، انوار الاصول ، ج 1 ، ص 622 . سبزوارى ، عبد الاعلى ، تهذيب الاصول ، ج 1 ، ص 232 . نهى از معناى اسم مصدرى معامله ر . ك : نهى از مسبب معامله نهى از معناى مصدرى معامله ر . ك : نهى از سبب معامله نهى از نفس معامله ر . ك : نهى از مسبب معامله نهى از وجود معامله ر . ك : نهى از مسبب معامله نهى از وصف عبادت تعلّق نهى به يكى از اعراض لازم يا مفارق عبادت نهى از وصف عبادت از اقسام نهى از عبادت بوده و بر دو قسم است : 1 . نهى از وصف ملازم عبادت ، مثل : نهى از جهر و اخفات در نماز . 2 . نهى از وصف مفارق ( غير ملازم ) عبادت ، مثل : نهى از نگاه كردن به زن نامحرم در نماز . نيز ر . ك : نهى از وصف ملازم عبادت ؛ نهى از وصف مفارق عبادت . مكارم شيرازى ، ناصر ، انوار الاصول ، ج 1 ، ص 613 . عراقى ، ضياء الدين ، مقالات الاصول ، ص 386 . عراقى ، ضياء الدين ، نهاية الافكار ، ج 1 ، 2 ، ص 456 . نائينى ، محمد حسين ، فوائد الاصول ، ج 1 ، 2 ، ص 463 . مظفر ، محمد رضا ، اصول الفقه ، ج 1 ، ص 322 . ميرزاى قمى ، ابو القاسم بن محمد حسن ، قوانين الاصول ، ج 1 ، ص 156 . آخوند خراسانى ، محمد كاظم بن حسين ، كفاية الاصول ، ص 222 . خويى ، ابو القاسم ، محاضرات فى اصول الفقه ، ج 5 ، ص 13 . سبحانى تبريزى ، جعفر ، الموجز فى اصول الفقه ، ج 1 ، 2 ، ص 133 . فاضل لنكرانى ، محمد ، سيرى كامل در اصول فقه ، ج 7 ، ص 262 . نهى از وصف مفارق عبادت تعلق نهى به عرض مفارق عبادت نهى از وصف مفارق عبادت ، در جايى مصداق دارد كه نهى به وصف مفارق عبادت تعلق مىگيرد . وصف مفارق ، به وصفى گفته مىشود كه وجودى مغاير موصوف خود دارد ، هرچند هر دو وجود همراه يكديگر مىباشد ، مثل : نهى از نگاه كردن به نامحرم در نماز ، كه نماز و نگاه به نامحرم دو وجود جدا از هم ، ولى همراه هم مىباشد . برخى از اصوليون ، چنين موردى را مصداق اجتماع امر و نهى دانسته و در دو مورد به صحت نماز حكم كرده‌اند : 1 . در صورتى كه اجتماع امر و نهى را جايز بدانيم و قصد قربت نيز ممكن باشد ؛ 2 . در صورتى كه اجتماع امر و نهى را محال بدانيم ولى امر بر نهى مقدم شود ؛ اما اگر نهى بر امر مقدم شود ، نماز باطل مىگردد . خويى ، ابو القاسم ، محاضرات فى اصول الفقه ، ج 5 ، ص 13 . آخوند خراسانى ، محمد كاظم بن حسين ، كفاية الاصول ، ص 222 . ميرزاى قمى ، ابو القاسم بن محمد حسن ، قوانين الاصول ، ج 1 ، ص 156 . عراقى ، ضياء الدين ، نهاية الافكار ، ج 1 ، 2 ، ص 456 . مكارم شيرازى ، ناصر ، انوار الاصول ، ج 1 ، ص 613 . سبحانى تبريزى ، جعفر ، الموجز فى اصول الفقه ، ج 1 ، 2 ، ص 133 . فاضل لنكرانى ، محمد ، سيرى كامل در اصول فقه ، ج 7 ، ص 262 . نهى از وصف ملازم عبادت تعلق نهى به عرض لازم عبادت نهى از وصف ملازم عبادت ، در جايى است كه نهى ، به وصف ملازم عبادت تعلق مىگيرد . منظور از وصف ملازم ، وصفى است كه در خارج با موصوف يكى باشد و وجودى جداى از وجود موصوفش نداشته باشد ، مانند : نهى از جهر و يا اخفات قرائت در نماز ، كه جهر و اخفات از خصوصيات و اوصاف قرائت شمرده مىشود و هر دو به يك وجود ، موجود گشته‌اند . به نظر برخى از صاحب‌نظران ، اين نهى بر فساد عبادت دلالت مىكند ، زيرا محال است قرائتى كه نهى به آن تعلق گرفته ، مقرّب عبد به سوى مولا باشد . خويى ، ابو القاسم ، محاضرات فى اصول الفقه ، ج 5 ، ص 13 . فاضل لنكرانى ، محمد ، سيرى كامل در اصول فقه ، ج 7 ، ص 262 . آخوند خراسانى ، محمد كاظم بن حسين ، كفاية الاصول ، ص 222 . سبحانى تبريزى ، جعفر ، الموجز فى اصول الفقه ، ج 1 ، 2 ، ص 133 . ميرزاى قمى ، ابو القاسم بن محمد حسن ، قوانين الاصول ، ج 1 ، ص 156 . مظفر ، محمد رضا ، اصول الفقه ، ج 1 ، ص 322 . عراقى ، ضياء الدين ، نهاية الافكار ، ج 1 ، 2 ، ص 456 . عراقى ، ضياء الدين ، مقالات الاصول ، ص 386 . نائينى ، محمد حسين ، فوائد الاصول ، ج 1 ، 2 ، ص 463 . نهى اصلى نهى مستفاد از خطاب مستقل شرعى نهى اصلى ، مقابل نهى تبعى بوده و به نهيى گفته مىشود كه از خطاب مستقل شرعى به دست مىآيد ، مثل : « لا تكذب » ، كه خطابى مستقل است و بر نهى از دروغ و حرمت آن دلالت مىكند ؛ به عبارت ديگر ، اين نهى از خطابى مستقل و از راه دلالت مطابقى به دست آمده است ؛ به خلاف نهى تبعى كه خطاب مستقلى براى آن نيست . بنابراين ، هرگاه مولا به چيزى اراده خاص داشته باشد و سپس با خطابى مستقل و به كمك دلالت مطابقى از آن نهى نمايد و مبغوض بودن آن را در نزد خود اعلام كند ، اين نهى